حسین سرفراز خباز
حسین سرافراز خباز
حسین سرفراز خباز


۶ مرداد ۱۳۶۲

شهيد دانشجو حسين سرفراز خباز

نام پدر : ابوالقاسم
تاريخ تولد: 18 بهمن 1335
محل تولد: تربت جام
رشته تحصيلي: مهندسی مكانيك جامدات
نام دانشگاه : صنعتی شریف
تاريخ شهادت :  6 مرداد 1362
محل شهادت: حاج عمران 
عمليات:  والفجر 2

زندگینامه شهید

……

وصیت نامه شهید

به نام خدا و سلام بر پيامبر خدا و اهل بيت طاهرينش
سلام بر عاشقان مبارز در راه الله
سلام بر امام امت، ناجى ملت ايران از غفلت و فساد به يارى خداى تبارک تعالى .

خدا بار ديگر مرا  به امتحانش مبتلا مى کند تا انشاءالله آخرت را بر من آسان گيرد. او را شکر که به من توفيق مبارزه در راهش عنايت کرد تا در قيامت با دست خالى ملاقاتش نکنم.

سپاس خدا را هزاران بار که اگر چه دنيا بسيار و سوسه ام  کرد و سختيهايش همواره مايه تشويش خاطرم مى شد اما ياد او هميشه دلم را آرامش داد. گر چه مشکلات هر بار به سان کوهى در برابرم ظاهر شد ند . اما هر بار اميد رحمتش يأس را از دلم دور کرد. شکر او را که گرچه شيطان بسيارى را به شکست در برابرش کشانده است ولى يارى او تا کنون موفقم داشته است.

اکنون هم به اميد او در جبهه باز انتظار پيروزى را مى کشم، انتظار احدى الحسنين را، يا دشمن به دست من نابود شود و يا فيض لقاء او را در يابم .
انسان را خدا طبعى داده است که اگر به رضاى او راضى نشود تا زنده است نگران و سرگردان خواهد زيست و لذت واقعى دنيا را نخواهد چشيد. در دنياى آخرت هم خداوند به او وعده بى پناهى و سرگردانى داده است.
هر که دنيا را جدى گرفت ولى رضاى خدا را شرط عملش نکرد، يک لحظه آرام نداشت  و نيز آنکه زندگى را پوچ انگاشت و دل را الکى خوش داشت، سرگردان و بى هدف راه به جايى نبرد. اما آنکه دنيا را مزرعه آخرت کرد و هر چه کرد براى رضاى او کرد. آنکه اجراى حکم او را کرد، دفاع ازحق کرد و پيروى از پيامبرش نمود و کتاب الله را شناخت ، به هر دو سعادت دنيا و آخرت رسيد.

پدر و مادرم، همسر و فرزندم ، دنيا و وجود ما آنقدر در برابر عظمت خداى باري تعالى ناچيز است ، آنقدر پست است که اگر دستور اسلام به توجه به دنيا نباشد، سزاوارتر است که لحظه ای هم در اين دنيا مشغول نباشيم.
همسرم ، مى دانم که تو و مادرت بسيار با دنيا کلنجار رفته ايد، مى دانم از اين به بعد نيز دنيا بر شما آسانتر نخواهد گرفت، اما هرگز خدا را فراموش نکن ، پيروز خواهى بود. تربيت ياسر بزرگترين مسئوليت توست ، خدا را به يارى بطلب . حتما موفق خواهى شد. هر بار که براى جبهه رفتن تنهايت گذاشتم گريه نکردى ، شير زن بودى ، ياسر شير مرد خواهد شد.

مادرم ، ما از خدا یيم و محبت مرا نيز او در دلت نهاده است. اکنون هم او جانم را خريدار شده است، پس بسويش باز مى گرديم.

مبادا دشمن به صداى ناله ات ريشخندمان کند . مبادا دشمن به فغان تو از روزگار شاد شود. اگر ناله کردى و فغان برآوردى بگو که جهاد در راه خدا وظيفه ماست. بگو که شهادت افتخار ماست، بگو تا دشمن بفهمد که گريه ات ادامه مبارزه جهاد گران راه الله است.
پدرم ، به من آموختى که دنيا را جدى بگيرم ، به رضاى خدا هم راضى شدم ، وصيت مى کنم که بزرگوارى و مردانگى را به پسرم نيز بياموزى سرزنش  کن که در اجراى حکم خدا، هيچگاه ،هيچگونه شکى به دل راه ندهد.

پسرم ، پدرت مى دانست که تو به گردنش حق دارى ،  مى دانست که وظيفه دارد تو را مرد کند مى دانست که احتياج به محبتش دارى . پدرت مى دانست که تو بار سنگينى بر دوش مادرت هستى اما خدايى که من و تو را آفريد و پدرت به او ايمان آورد، بزرگتر از آنست که تو را حتى يکدم بحال خود واگذارد و من او را به کرمش سوگند مى دهم که تو را به حال خود وا مگذارد. او به تو از رگ گردن نزدیکتر است. در تلاش تقرب به درگاهش باش، يتيم  نخواهى بود. از او که بگذريم ، مادرت با محبت تر از آنست که کسرى محبت را جبران نکند و پدرم نيز تو را مردى خواهد آموخت.

پسرم از مال دنيا چيزى نداشتم که براى شما باقى بگذارم جز ثواب قضاى 45 روز روزه واجب باقى مانده سه ماه رمضان که در مسافرت بودم و  به علت مسافرت دائم موفق به قضاى آنهم نشدم و نيز بر آن سال گذشته  است که بابت آن بايد چند مد طعام نيز داد.(طبق رساله امام)
از بدهى و طلب هر چه به خاطر داشتم پرداخت و يا وصول کرده ام ، شايد طلبى جزئى باشد که مى بخشم و يا بدهى کمى باشد که از جزئى موجوديم بپردازيد . تا کنون در آمد زندگيم بقدرى نبوده است که زيادى بيايد و اگر ظاهرا مقدارى با قيست حق همسرم است که در خرج زندگى کمک حالم بوده است.
مطالباتم را که موجودى ظاهرى من است از ارتش و بانک سپه قوچان وصول کرده و زيادى بر خرج کفن و دفن حق همسرم مى باشد. والسلام .

پروردگار ا بر عمر با عزت امام خمينى ، رهبر ملت ايران و نائب امام زمان(عج) بيفزا ، تا دين مبينت جهان  کفر را روشن سازد و زمينه انقلاب مهدى (عج ) را هر چه زودتر فراهم گرداند.
خدايا ، من و همسرم را در قبال آنچه در راهت تحمل کرده ايم ، هر چند ناچيز بوده است به  رحمتت ببخش و بيامرز.
بار الها ، پدر و مادرم و ساير مؤمنين و مؤمنات را از اين بنده ناچيزت خشنود بگردان و بيامرز.
خديا ، به فرزندم نيز توفيق درک هر چه بيشتر وجود مقدست را مرحمت نما . او را به خودش وامگذار و از رهروان راهت قرار ده.
از همه فاميل برايم حلال بودى . بطلبيد. 

اول فروردين ماه سال 62 شمسى


2 دیدگاه
  1. ایشون در تاريخ 18 بهمن 1335 به دنيا آمده اند
    در رشته مهندسی مکانيک جامدات فارغ التحصيل دانشگاه صنعتی شريف بودند
    لطفا حتما لحاظ فرماييد
    ضمنا ايشون از طرف جهاد دانشگاهی به نيروگاه نکاء رفته اما نامشان به عنوان شهدای جهاد دانشگاهی ديده نشده
    پسرشون هم انسان متفاوتی هستند بد نيست با ايده های ايشون هم آشنا بشويد
    موفق باشيد.

  2. عجب وصیتنامه با احساسی
    مخصوصا با پسرشون!
    جالب بود واقعا حال کردم مرسی
    کاملا حسم نسبت به دنیا عوض شد و آروم شدم
    کاش همه همچی پدری داشتن
    همش رو فهمیدم کاش این رو هم میگفتین که انتظار احدی الحسنین معنیش چیه؟!!


امام و شهدا

من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می كنم كه نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد، نگذارید پیش كسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند.

تا آسمان عشق

انقلابى که اگر شکرش را نگوییم ،کفرش راگفته ایم و اگر در جهتش گام برنداریم ناگزیر بر ضد آن عمل نموده ایم. رفتارمان با گروگانها بقدرى خوب و اسلامى بود که روزى یکى از گروگانها گفته بود من فراموش کرده ام گروگان هستم.

ادب عاشقی

ضعف مرا به حساب انقلاب و مکتب من نگذارید، اين جمله با همه حرف می زد… نصب كرده بود پشت ميزش خيلي مواظب بود خلاف زير دستانش را كسي به نام انقلاب نگذارد از انقلاب براي خودش مايه نمي گذاشت هيچ وقت. |منبع : منبرك|

دبیرخانه شهدای دانشجو
تعداد شهدا
۲۴۵۳ شهید
نظرات
بایگانی نظرات

Printed from: http://shahidedanesh.ir/5737/

Scan to visit this page: