مهدي معصومي
مهدی معصومی
مهدي معصومي


۲۲ اسفند ۱۳۶۲

 شهید دانشجو مهدی معصومی

نام پدر : رجبعلی
تاريخ تولد: 1 شهریور 1339
محل تولد: سبزوار
رشته تحصيلي: مهندسی مکانیک
نام دانشگاه : خواجه نصیرالدین طوسی
تاريخ شهادت : 22 اسفند 1362
محل شهادت: جزیره مجنون
عملیات: خیبر
 
 
زندگينامه شهيد

 
شهيد مهدي معصومی در تاريخ 1 شهریور 1339 در شهرستان سبزوار ديده به  دنیا آمد. تحصيلات ابتدائي را تا کلاس چهارم در همان شهرستان گذراند و در سال ۱۳۴۸ به همراه خانواده به تهران آمد و دنبال تحصيلات ابتدائي، دوره راهنمائي و دبيرستان را تا کلاس سوم در تهران گذراند و در سال تحصيلي ۵۵_۵۶ در شهرستان کرج موفق به اخذ ديپلم متوسطه گرديد.
 
پس از اخذ ديپلم در همان سال در کنکور سراسري شرکت نمود و در مجتمع فني مهندسي زادگاهش سبزوار پذيرفته شد. حدود يک سال در اين مجتمع مشغول به تحصيل بود. در سال ۱۳۵۷ با اوج گيري حرکتهاي انقلابي امت مسلمان و تعطيل شدن دانشگاهها در جريان انقلاب قرار گرفت . بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به خاطر منحل شدن مجتمع در سبزوار به تهران آمد و در مجتمع تهران مشغول به تحصيل شد.
 
در سال ۱۳۵۹ با اوج گيري انقلاب فرهنگي و تعطيل شدن دانشگاهها به دانشجويان جهادگر پيوست و توسط دانشگاه علم و صنعت به مناطق غرب کشور براي سازندگي ويرانه هاي باقيمانده از قبل اعزام گرديد .
 
وی در آن سال به اتفاق گروه ديگري از برادران دانشجو به جهاد سازندگي استان باختران ملحق شده و در بخش روانسر مشغول به خدمت شدند. در اين مدت که در جهاد بود يعني سال ۱۳۵۹ تا تابستان ۱۳۶۲ يکي، دو بار به کرج آمد و مدتي در خانه بود و در اين مدت هم بارها به جبهه هاي حق عليه باطل اعزام گرديد .
او در اين چند ساله تا آخرين حد توانایي سعي در خدمت نمود و تا آنجایي که توانست در سازندگي ويرانه هاي روستاها و ناتوانایی های فرهنگي کوشش نمود و خوشبختانه در حياتش توانست آثار خوبي را که به جاي گذارده بود ببيند .
 
در سال ۱۳۶۱ که دانشگاهها بازگشايي شد  ایشان به خاطر اينکه وجودش را در منطقه غرب، لازم تر مي ديد يک ترم از تحصيلش را رها نمود و براي ترم بعدي که از مهرماه سال ۶۲ آغاز مي گرديد ثبت نام نمود.
در تابستان سال ۶۲ بعد از تحويل دادن جهاد روانسر به برادران ديگر، به اتفاق همرزمش که در اين چند ساله با يکديگر بودند. برادر محمد نائب زاده به جبهه اعزام شدند و در اواخر شهريور ماه بازگشت.
در مهرماه به تحصيل مشغول شد و آن ترم را با موفقيت در اواخر بهمن به پايان رساند و براي ترم بعدي ثبت نام نمود چند روزي نيز به دانشگاه رفت تا در تاريخ 9 اسفند 1362 بار ديگر به اتفاق برادر محمد نائب زاده به جبهه هاي نبرد نور عليه ظلمت اعزام شدند.
ایشان در طول جنگ تحميلي در عمليات مختلفي از جمله آزادسازي چغالوند عمليات بيت المقدس ، والفجر مقدماتي، والفجر۴ حضور فعال داشت و سرانجام در عمليات ايذائي که بعد از عمليات خيبر انجام شد در تاريخ 22 اسفند 1362در جزيره مجنون ، به فیض عظیم شهادت نائل آمد.

 

وصيتنامه شهيد

بسم الله الرحمن الرحيم
والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا
به نام الله و ابراز عجز و ناتواني در مقابل او و نادم و شرمنده و معترف به انحرافات در دوران زندگي و نبودن عبد و بنده اي شايسته که به جز تسليم در برابر اراده خداوندي را نپذيرد و سر بزير نياورد ،مگر در مقابل الله که اوست مقتدر و صاحب قدرت و آگاه بر نهان و آشکارمان.
با شهادت به رسالت خاتم المرسلين محمدبن عبدالله (ص) و امامت علي بن ابي طالب (ع) و ولايت نايب بر حقش روح خدا خميني عزيز.
آنچه امروز نبايد مطرح شود موت است که در اين زمان چگونه « شدن»  مطرح است و حلال اين مسئله، اسلام است که مداوای دردمندان مي کند و به عشاق درگاه احديت، پيمانه ای از سبوی عشق نصيب مي گرداند و چنان به اوج اميدواريش که طيران به هيچ مي انگارد و سوختن پروانه در گرد شمع را عجب ندارد و اين سرچشمه زلال هستي بخش، اين پيمانه فلاح و رستگاري طالب هر داوطلب نيست، که بر ميگزيند و چه نيکو انتخاب مي کند صلحا را ، و فرصت مي دهد منتظران را محيای پرواز شوند .
 
اي صد افسوس که رسم پرواز نمي دانم و چاره دمسازی را نيافته ام ولي چاره ساز را مي شناسم و انتظار امداد او را دارم که شايد استغاثه ما را بي جواب نگذارد.
 
باز توفيق به ما رو آورد تا بر تربت اقدس گلگون کربلای اسلام قدم برداريم و تنفس کنيم در آن هوایی که شهدا با دم گرم و معطر خود عطرآگين نمودند، باشد که قرعه فال به ناممان درآيد و پاي در جاي قدم آن شاهدان بگذاريم . «انشاءالله»
 
چند موردي ذهنم را دائماّ مشغول خود نموده ، متذکر آن گردم،  تا شايد ادای آن مورد قبول درگاه احديت واقع شود.
_ بدينوسيله از تمام کساني که به نحوي با اين بنده ناسپاس خداوند، در رابطه بوده اند، بالاخص پدرو مادر ، برادران و خواهر عزيزم در مقابل رفتار ناشايست و خطاهایي که مرتکب شده ام انشاءالله تقاضاي عفو فرزند و برادر خود را پذيرا بوده و با بخشش و دعاي خير خود از خداوند باعث عفوم در پيشگاه باري تعالي شوند اميد است که مورد قبول افتد.
 
_ برتمام مسلمين واجب است که تمام و کمال پذيرا و مجري فرامين امام امت باشيم که اوست حجت خداوند در زمين و هرگونه وقفه و تعلل و انحراف و تقصير ، خارج شدن انقلاب اسلام است و امروز آنکه دارد حب خميني در دل محب ائمه است.
 
_ آنچه براي جهان گستر نمودن انقلاب اسلامي ضرورت دارد اتفاق و اتحاد جميع مسلمين است لذا بايد نهايت سعي و کوشش در نزديک ساختن بيشتر از پيش شيعه علوي و تسنن محمدي دو فرقه بزرگ اسلامي به دور از تعصبات بي پايه ،کم مايه شود و مسئوليتي است بر هر فرد مسلمان شيعه و سني که بعنوان يار انقلاب و اسلام و نه باري بر آن ، دراين مهم تعقل کنند وچاره ساز باشند.
 
_ موضعي که امروز با گذشت مدتي از انقلاب، مي توان در مقابل مخالفان و کج فهمان آن گرفت نخست برخورد ارشادي و چنانچه چاره ساز نبود . بايد از آن کناره گرفت و ستيزشان را با مجاهده قهرآميز برای پايداری و حفظ کيان اسلام در هم شکست چرا که پاسداري از ارزشها و مصالح انقلاب اسلامي بر همه چيز مقدم است.
 
امروز که اينگونه اسلام در مقابل کفر و الحاد و شرک قدم برافراشته و نورافشاني ميکند، جایي بسي تاسف است که از اشعه روشنگر و راهبر و راهنمای اين خورشيد تابان بي بهره مانيم.
لذا توصيه اي دارم به آنان که تا کنون نسبت به اين انقلاب بيگانه اند و مردد و تمام و کمال آن را نپذيرفته اند و درکش برايشان ميسر نيست، که اگر شده براي يک مرتبه در جبهه هاي جنگ نور عليه ظلمت حتي به عنوان تماشاگر شرکت کنند تا ببينند و دريابند صراط مستقيم را و بيابند محتواي ارزشمند اين انقلاب را .
 
_ حفظ حرمت و پاسداري خون شهدا بر مسلمين وظيفه اي سنگين است و هرگونه تصور و يا خداي ناکرده سوء بهره از آن تقصيري است بزرگ و نابخشودني.
 
_ دعاي کميل در جمعه شبها و شرکت در نماز جمعه و ديگر اجتماعات عمومي را نبايد از ياد برد که جلايي است بر قلوب و زداينده زنگارها و کدورتها و افروزنده شعله عشق و گرمابخش درون و عامل حرکت.
 
_ ۶۵ روز ،روزه قضا دارم که بدينوسيله پدرعزيزم و برادر مخلصم را به عنوان وصي گرفته تا به هر طريق ممکن آن را ادا نمايند.
 
_ از مادر مومنه عزيزم خواهانم احتياطا ۱۵ روز نماز قضا از جانبم به جاي آورند .
 
_ مبلغي پس انداز دارم که بعد از پرداخت خمس آن صرف جنگ شود.
       ان الله مع الصابرين
       والسلام
       مهدي معصومي  6 مرداد 1362
 منبع: دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی                                                                                       
امام و شهدا

من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می كنم كه نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد، نگذارید پیش كسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند.

تا آسمان عشق

انقلابى که اگر شکرش را نگوییم ،کفرش راگفته ایم و اگر در جهتش گام برنداریم ناگزیر بر ضد آن عمل نموده ایم. رفتارمان با گروگانها بقدرى خوب و اسلامى بود که روزى یکى از گروگانها گفته بود من فراموش کرده ام گروگان هستم.

ادب عاشقی

ضعف مرا به حساب انقلاب و مکتب من نگذارید، اين جمله با همه حرف می زد… نصب كرده بود پشت ميزش خيلي مواظب بود خلاف زير دستانش را كسي به نام انقلاب نگذارد از انقلاب براي خودش مايه نمي گذاشت هيچ وقت. |منبع : منبرك|

دبیرخانه شهدای دانشجو
تعداد شهدا
۲۴۵۳ شهید
نظرات
بایگانی نظرات

Printed from: http://shahidedanesh.ir/1461/

Scan to visit this page: