عبدالحمید محمودنژاد
عبدالحمید محمودی نژاد
عبدالحمید محمودنژاد


۲۱ بهمن ۱۳۶۱

شهید دانشجو عبدالحمید محمود نژاد

نام پدر : محمود
تاريخ تولد: 4 شهریور 1339
محل تولد: دزفول
رشته تحصيلي: دبیری الهیات و معارف اسلامی
نام دانشگاه : امام صادق علیه السلام
تاريخ شهادت : 21 بهمن 1361
محل شهادت: فاو
عملیات: والفجر 8

زندگینامه شهید

شهید عبدالحمید محمود نژاد در 14 شهریور ماه ۱۳۳۹ در شهر  دزفول  در خانواده ای مستضعف و معتقد،به دنیا آمد.  در سال ۱۳۴۶  به دبستان رفت و همزمان به صحنه انسان ساز مسجد گام نهاد . استعداد خارق العاده و شور و شوق عجیب او باعث شد تا در همان دوران ابتدایی در قرائت قرآن تسلط کامل یابد. 

در همان دوران ابـتدایی هـمراه با مـسئول جـلسه به روسـتاها می شتافت تا آموخته های خویش را بی دریغ به دیگران منتقل سازد آموختن و آموزاندن سنت جاری در زندگی وی بود.جاذبه شگفت کلامش و گرمی آهنگ رسای کلماتش قلبها را به خویش می خواند.

در عرصه تحصیل کلاسیک و هم در صحنه مطالعات و تحقیقات مذهبی چهره ای پیشتاز و ممتاز بود . با موفقیت تمام دورة راهنمایی را پشت سر نهاد، و از بدو ورود به دبیرستان فعالیت گسترده و منظم سیاسی را شروع کرد.

در شرایط خفقان حکومت طاغوت به اتفاق دوستانش دعوت به قرآن و مسجد و مبارزه نمود. از هر فرصتی برای نشان دادن و بیان مفاسد و سیاهی های نظام شاه بهره می گرفت و در این راه لحظه ای درنگ و سستی و تردید به خود راه نداد، در ترسیم سیمای زیبای قرآن و دعوت به حق، مساجد را پایگاه عالی و پناهگاهی مطمئن می دانست و عمده فعالیتش را در آنجا متمرکز کرد .

جلسات علنی و نیمه علنی و مخفی داشت و توفیقات فراوانی در این راه کسب کرد، دوستانش در سال ۱۳۵۴ که اوج خفقان شهنشاهی بود فعالیتهایش را در دبیرستان دزفول فراموش نمی کنند.

در کنار مبارزات سیاسی و اعتقادی ، وی فوق العاده ساعی و طالب علم بود ، درتمام مـدت هـمواره دانـش آموز ممتاز و بـرجسته ای محسوب می شد، هرگز اندوخته های علمی در او غرور نمی آفرید. 

بارها مورد تعقیب و شناسایی عوامل ساواک قرار گرفت اما در اراده پولادین او قصور و سـستی راه نیافت . سرانجام او در سال ۱۳۵۸ موفق به اخذ دیپلم تجربی با نمرات عالی گردید، اینک هنگامه خدمت مقدس سربازی فرارسید و چه افتخار عظیمی که در نظام الهی انسان سرباز شد.

باشروع جنگ تحمیلی داوطلبانه از تهران عازم غرب گردید و سه ماه در آنجا فعالیت نمود و بعد از پایان خدمت مقدس سربازی ، در لباس بسیج عازم جبهه گردید. شهید عبدالحمید در بیشتر عملیاتها حضور و فعالیت چشمگیر داشت چند ماهی در جهاد سازندگی خدمت نمود در سال ۱۳۶۱ در کنکور سراسری شرکت نمود و در دانشگاه های پزشکی شیراز و معارف اسلامی دانشگاه امام صادق (علیه السلام) قبول شد 

او در انتخاب بین این دو موفقیت بزرگ، جامعه الصادق را برگزید و فلسفه این گزینش را این امید می دانست که”هم دنیا دارد و هم آخرت” .

او دانشجوی برجسته ای در دانشگاه امام صادق (علیه السلام) بود و آنچنان موفقیت علمی داشت که یکی از اساتید بزرگ گفته بود : وقتی من نباشم محمود نژاد تدریس خواهد کرد . در طول بیش از سه سال دوره دانشجویی هرگز جبهه را فراموش نکرد و بعد از پایان هر ترم خود را به منطقه میرساند و پس از پایان عملیات با اتکا به استعداد شگرف خدادادی فاصله خویش را با کلاس درس و امتحان به سرعت جبران می کرد، آنچنان که خود می گفت یکبار پس از بازگشت از عملیات در حالی که چند روزی تا امتحان فاصله نبود مسئولین جامعه الصادق گفتند امکان آمادگی برای  شرکت در امتحان ندارید و من مصمم و محکم تا دیر وقتی ازنیمه شب گذشته، مطالعه کردم و در ظرف چند روز ضمن شرکت در امتحانات جزء ده نفر اول امتحانت گردیدم.

شـهیـد عبـدالحـمید آمیزه ای شـگفت از رزم ، مـطالعه ، تـدریـس و تـبـلـیـغ بود . در صحنه جهاد و میدان فرماندهی نـستوه و دلاور ، پاکبازی ایثار گر و چهره ای مقبول برای همرزمان بود و در کـلاس دانـشجویی مـمتاز و بـرجسته و در مـسجد مـعلـمی پارسا و متقی و در جامعه مظهر حسن خلق و سلامت روح و اندیشه بود.

کجروی و اغراقات دیگران را تحمل نمی توانست [ بکند ] و منظرات و رو در رویی با انحرافات چپ و نفاق، توفیقات فراوانی درجهت ارشاد نصیبش کرده بود. وی شیفته سرور شهیدان و عاشق اهل بیت عصمت و طهارت بود و با خضوع ، خشوع و تواضع از آنان یاد می کرد .

در عشق ابا عبدالله پیشتاز انجام مراسم و تشکیل مجالس سوگواری بود، برپایی مسجد قبل از عملیات والفجر۸ محصول اراده و قاطعیت او بود.

عبدالحمید نام امام خـمیـنی  را عاشقانه بر زبان مـیراند و این عــارف پـیر پـارسا را نعـمتی برای امت اسلام می دانست، او امام را عصاره تقوی و فضیلت و ایمان و عرفان معرفی می کرد و فرمانش را فرمان رسول اللّه (صلی اللّه علیه وآله وسلم) می خواند.

 

وصیت نامه شهید

…….

 

امام و شهدا

من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می كنم كه نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد، نگذارید پیش كسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند.

تا آسمان عشق

انقلابى که اگر شکرش را نگوییم ،کفرش راگفته ایم و اگر در جهتش گام برنداریم ناگزیر بر ضد آن عمل نموده ایم. رفتارمان با گروگانها بقدرى خوب و اسلامى بود که روزى یکى از گروگانها گفته بود من فراموش کرده ام گروگان هستم.

ادب عاشقی

ضعف مرا به حساب انقلاب و مکتب من نگذارید، اين جمله با همه حرف می زد… نصب كرده بود پشت ميزش خيلي مواظب بود خلاف زير دستانش را كسي به نام انقلاب نگذارد از انقلاب براي خودش مايه نمي گذاشت هيچ وقت. |منبع : منبرك|

دبیرخانه شهدای دانشجو
تعداد شهدا
۲۴۵۳ شهید
نظرات
بایگانی نظرات

Printed from: http://shahidedanesh.ir/1114/

Scan to visit this page: